تا این حد نا امید نبودم تا حالا.
«حرفهای روپوش سرمهای»
حتی تمام ابرهای جهان را به تن کنم
باز ردایی به دوشم میافکنند
تا برهنه نباشم
اینجا نیمه تاریک ماه است
دستی که سیلی میزند
نمیداند
گاهی ماهی تنگ
عاشق نهنگ میشود
بیهوده سرم داد میکشند
نمیدانند
دیگر ماهی شدهام
و رودخانهات از من گذشته است
نمیخواهم بیابانهای جهان را به تن کنم
و در سیارهای که هنوز رصد نکردهاند
نفس بکشم
حتی اگر باد را به انگشتنگاری ببرند
رد بوسهات را پیدا نمیکنند
به کوچه باید رفت
گرچه ماشینها از میان ما و آفتاب میگذرند
به کوچه باید رفت
این همه آسمان در پنجره جا نمیشود
میخواهم در جنوبیترین جای روحت
آفتاب بگیرم
چراغ سقفی به درد شیطان هم نمیخورد
آنکه پرده را میکشد
نمیداند
همیشه صدای کسی که آن سوی خط ایستاده
فردا میرسد
بگذار هرچه میخواهند
چفت در را بیندازند
امشب از نیمه تاریک ماه میآیم
تمام پردهها و رداها را
تکه تکه خواهم کرد
بگذار برای بادبادک و شب تاب هم
اتاقی حوالی جهنم اجاره کنند
من هم خواهم رفت
میخواهم پیراهنم را به آفتاب بدهم
مجموعه شعر «پابرهنه تا صبح»
گراناز موسوی
link : http://zamaaneh.com/parsipur/2009/10/post_326.html
دارم ربنا گوش میدم. نمیدونم، یه چند روزی که دلم واسه ایران و مخصوصاً اصفهان خیلی تنگ میشه.یاد ربنا دم یادمان شهدا به خیر کمتر پیش میاد دلم واسه صنعتی تنگ شه. نمیدونم تو تهران یهو همه چی راحتتر بود.خونم بود اتاقم بود . دوستام بودن. نه انصاف داشته باشم دوستای صنعتی .... هر موقع که فکر میکنم از هیچ کدمشون خبر ندارم ناراحت میشم. واقعا. نه، دلم نمیخواد این وبلاگ حذف شه.
نمیدونم یادتون میاد ماه رمضون بعد از کلاس زبان اولین بر تو ماشین امین رواو؟ یادتون میاد عقیقو؟ بعد از اون سالها(واقعا الان میشه سال ها!!!) یه چند باری راه افتادم به دیدن اصفهان، همه جا جای خلیتون حس میشد. آرش، حمید، احسان، شیده و باز انصاف داشته باشم حتی منا، مهاسا، نادیا و یاسمن و خیلیهای دیگه!
chi shod ke umadam ?
dashtam mail check mikardam residam be maili ke be hoori zade boodamo az unja ba Dnyaye hoori ashna shode boodam ....
kheili hal kardam vaghti didam sara post gozashte ....
atashe zire khakestarim ma ....
mes ke font farsi nadaram felan ...pas tahamaolam konid...
az khodemoon begam ...tarakidim
yani bomb khord beynemoon
yeki sharghe door
yeki sarbazi
yeki gharbe door
yademoon bekheyr !!
biaim ye chand sal dige az khakestaremoon motovalled beshim
hali mide mage na?
http://www.hees2.blogspot.com/

اين پيام را براي تمامي دوستانتان ارسال نماييد
سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شـهریاری برقرار و بر دوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش
اصـل ثابـت نـسـل باقی تخت عالی بخت رام
آینه هم به دروغ ما را جوان بازمی تاباند
از قدیما آگاهان و ادیبان وطبیبان گفتن که سختی برای مرد لازمه و اصلاً "مرد را دردی اگر باشد خوش است " و "درد بی دردی علاجش آتش است" . اما من که هیچ وقت ادعای مردی نکردم .
اپیزود یک: "حقیقتی که گفته نشود تبدیل به سَم میشود". «نیچه»
اپیزود دو: فضاهای تو در توی بدون دَررو . خیانت رفیق . مار و مارمولک و سوسک و عقرب .
اپیزود سه: صدای تپش قلب . دود سیگار . عرق سردِ روی پیشونی . لرزش دست.
به نقل از Ranitidine, Nov 2005
"ببار ای بارون ببار
بر شبهای تیره چون زلف یار"
شب های من ستاره باران هیچ مدل سلام یا نگاهی نیست. بارون هم که نمیاد. گوشم هم از حرف پره!
به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
ز غبار این بیابان
هوس سفر نداری؟
به کجا چنین شتابان
گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا
ز غبار این بیابان
هوس سفر نداری؟
همه آرزویم اما … چه کنم که بسته پایم
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد،بجز این سرا، سرایم
سفرت به خیر اما
تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت، به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
برسان سلام ما را
برسان سلام ما را
سلام ما را…
Statement of Purpose = چاخان دیگران


