تبليغاتX
یه فنجان قهوه در اعتراض به...

یه فنجان قهوه در اعتراض به...

کسالت

آرش جدن نا امیدم کردی........

چه طور نشناختیش؟

دختر وزیر کشور !

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 9:55  توسط   | 

من همین جا اعلام می کنم که حاضرم همه  او پولی رو که بردم به دلار به یه نفر بدم که سه دوست عزیز و از دست رفته رو بهم برگردونه یا لا اقل خواهرمو بم بر گردونه یا لا اقل بذاره یه سال دیگه صفری بمونم

*:name if a very famous american show

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 9:51  توسط   | 

حالا که بحث موسیقی داغه ....

تقدیم می کنم:

بزرگترین مرکز دانلود آهنگ کردی         خیلی حال میده ....  محسن هم خبرش کنین.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 9:41  توسط  آرش  | 

سلام

انگار قرار نیست ما وبلاگ نویس باشیم. فقط باید شش ماه یک بار عرض حالی بنویسیم وبس. حوصله ای هم نمانده آنقدر که بخواهم از این چاه خشکیده  افکار وامانده ام  را با هزار مشقت بیرون بیاورم. که چه کسی بخواند ؟ و"تازه چه تفسیر کند"؟  دل و دماغ شوخی هم ندارم که بی فایده تر است از شرح احوال و افکار در این گوشه که همه چیزش شوخی است و با این حال "خردمندی نبینی شادمانه"!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 2:30  توسط محمد  | 

 
 
گندم
 
عجیب می نمایدم این راز
مرا از خود می رانند و به خود می خوانند
همچون گندمی در تلاطم باد مواج
بخو د می پیچم از این سرگردانی
به سویم می آیند
تنها به هوای پا گذاشتن بر پیکرم
به انتظار نوازشی نیستم اما
توان ندارم تاب آرم
درد چیده شدن از زمین را
ریشه دوانده ام از ترس جدایی
از خوف دوری بر آغوشش می لرزم و خم می شوم
التماسی بس گران داشتم
رهایم کنید در خیال خام خوبی
در توهم وجود دیگری دگر خواه
وحشت دریافت این راز عظیم
که همگان خود را خواهند و
من را از سر گرسنگی طلب می کنند
به تماشای رقص آفتاب بر خوشه ی گیسوانم نمی نشینند
اینان کیند؟
کمرم را خم می کنند و بی جا
انتظار دارند که باز برخیزم
....
صدای شکستن ساقه ام را نشنیدند
این نامردمان کور شده از حرص و آز
 
 
سروده شده روز تولد دشمن عزیزم
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 14:20  توسط   | 

هیچی  doros در نمی یاد........مثه همیشه در حال از دس دادن چیزا و کسایی ام که کلی روشون سرمایه و وقت و انرژیو  اینا گذاشتم.....نمی دونم چرا تو این فصل که وقت جفت گیری و ایناس(دوران مهرورزی).......

من باید  بهترین دوستام و خواهرمو از دست بدم.....بوی تنهایی بدجور زیر دماغمه..مثه همیشه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 14:15  توسط   | 

دفتر هماهنگی ستاد های استقبال و تشویق و تمجید از ریاست جمهوری به اتفاق اتحادیه دسته ها و هیات های همراه ریاست جمهوری در سفر های درون مرزی مسابقه شعری در جهت تنوع بخشیدن و نوگرایی در تبلیغات و تشویقات خود به شرح زیر بر گزار میکند:

" مصرع دومی برای تک مصرع (صل علی محمد) بسرایید. به سراینده بهترین مصرع یک بلیط رفت در هواپیمای اختصاصی هیات همراهی کننده ریاست جمهوری در یکی از سفر های برون مرزی وی به یکی از کشور های سیرالئون یا موزامبیک اهدا خواهد شد. در ضمن سراینده بهترین تک مصرع لاتین عربی و ترکی هم بدون مصاحبه در وزارت امور خارجه یا هیات مذاکره کننده هسته ای به انتخاب خود استخدام خواهد شد."

راهنمایی:

صل علی محمد    روح رجایی آمد

صل علی محمد    محمود امت آمد

صل علی محمد    محمود هسته ای آمد

صل علی محمد    محمد! محمود آمد

صل علی محمد    خوشگل ملت آمد

صل علی محمد     اکبر ! رفیقت آمد

و......

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 9:38  توسط  آرش  | 

زينگ. زن زندگی. رسيدگی به نيازهای گرسنگی و تشنگی. همدم لحظات خستگی. متخصص مسائل ظريف همخوابگی. درمان قطعی افسردگی و ياس و سرافکندگی.

دنگ. دختر مردم. وسوسهء خبيث شيطنت. هيجانِ ارتکاب يک کار غلط. احساس پوچ خيانت. توجيه حماقت با سرپوش شجاعت. برچسب کثيفِ بی لياقت.

بنگ بنگ. مکافاتِ جنايت. متهم، جانی است. مجازات : خودخوری. مدت زمان اجرا : حالا تا بی نهايت.

جنگ. تسليم و بی تفاوت.

سنگ. سرد و جامد.

منگ. مست و بیمار.

زنگ. زنگ. در می زند، زنی که از راه می رسد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 9:22  توسط  آرش  | 

institut for thermal unit operations RWTH Aachen

بوی جوی مولیان آید همی ،
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربا ن آید همی

ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی

ای بخارا ، شادباش و دیر زی
میر زی تو میهمان آید همی

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربا ن آید همی

ریگ آموی و درشتی راه او
زیز پایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست ،
خنگ ما را تا میان آید همی
خنگ ما را تا میان آید همی
آید همی

ای بخارا ، ای بخارا شادباش و دیر زی
ای بخارا ، ای بخارا شادباش و دیر زی

میر زی تو شادمان آید همی
میر زی تو شادمان آید همی

میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
رودکی

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 14:39  توسط سارا  | 

خوب چیه مگه ؟

همه گاهی دچار اشتباه میشن!...

تحمل کنید دیگه.....خداوند با صابرین است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 15:23  توسط  آرش  | 

 ۱.خیلی فجیعه.......پسرای صفری با دخترای سال سومی دوس می شن.........یه جای کار ایراد داره.......دخترای صفری یا پسرای سال بالایی.....

۲.تنها دیدن فیلمای درس حسابی تو سینما برق من رو وادار می کنه برم تو اون صنفی*****(هر فحشی که دوس داری جاش بذار).....با صدای صاف کردن گلو و لنگای روی میز.......کاملا به حمید میومده این کاره باشه(شوهر خواهرم)......

۳.اگه بگن شباهت آی یو تی با یه چراگاه گوسفند چیه بعد از این که گفتی ر از سبزه و آبه و وسط بیابونه و سگ زیاد داره(حالا گیرم سوار پکان یا پاترول)بگو بعد عید یهو سه کیلو از وزن پسراش کم میشه...

درس مثه مراسم پشم چینی)بعضیاشون به سختی قابل شناسایی ان!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 15:6  توسط   |