تبليغاتX
یه فنجان قهوه در اعتراض به...

یه فنجان قهوه در اعتراض به...

کسالت

انتظار همراه با دلهره ...و یه کوچولو امید به یه اتفاق فوق العاده .......این روز و روزگار منه در این روزها...

به دعا خیلی اعتقاد دارم ....هر کی می تونه برام دعا کنه پیلیز!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 0:18  توسط  آرش  | 

زندگی مشحون است از لحظات. مشحون یعنی چه ...و اولین بار در کدوم کتاب ادبیات دبیرستان یا راهنمایی, و در کدوم درس مشاهده شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 17:33  توسط  آرش  | 

به اینم میشه گفت زندگی!

۱و۲و...و۷و۸ مون گرو ۹ مونن ....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 14:26  توسط  آرش  | 

سلام آقای خدا.

مرسی واقعاً، البته من میدونم که قصد شما خیر بوده و میخواستید که به من حال بدید، یعنی شاید تو سرزمین خداها و فرشته ها اینجوری به یکی حال داده میشه. اما آقای خدا، متاسفانه در این قسمت از کره زمین که من زندگی میکنم به این کار میگن حال گیری .

میدونم وقتی که دیدی من خیلی داغونم تصمیم گرفتی چهار تا را با هم واسم بفرستی، اما احیاناً دقت نکرده بودی که این چهار تا را که انتخاب کردی ، هرکدوم واسه من یه مشکلی ایجاد میکنه و این همه مشکل در این شرایط یکمی دَک و دَهَن من را صاف میکنه؟ واصلاً چرا کل این اتفاق در 24 ساعت؟

میدونم خیلی سرت شلوغه، واسه همین ترجیح میدم وقتی سرت یکمی خلوتتر شد به امورات من رسیدگی کنی . ببین ، زیاد هم مشکل نیست، فقط یکمی بیشتر دقت کن ببین من دقیقاً چی می خوام، بعد اگه اونی را که میخوام موجود نداشتی کار من با مشابهش هم راه میافته به خودت قسم.

با این همه، باز به خاطر این حسن نیّت اَزَت تشکر میکنم . همین که به فکر من بودی یه دنیا واسم ارزش داشت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 18:41  توسط حمید  | 

خیلی وقته حتی همت نمی کنم به وبلاگمون سر بزنم چه برسه که مطلب بنویسم. نمی دونم این مطلبو که می نویسم کِی اولین نفر می خونه. الان ساعت ۳ صبحه و از سر بی خوابی آخرین کاری که به زهنم رسید این بود که یه سر به اینجا بزنم و ال.. بختکی یه چیزی بنویسم .

زیاد حرفی برای گفتن ندارم . فقط ظاهرا به زودی باید برگردیم و دوباره به اینجا یه حالی بدیم ....۱ مرداد ۱ ساله می شه وبلاگمون ....... باید تولد بگیریم  

پ.ن.

می دونم هر کی این پست رو بخونه خیلی "پاکاره" که هنوز به اینجا سر می زنه. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 3:1  توسط  آرش  |