تبليغاتX
یه فنجان قهوه در اعتراض به...

یه فنجان قهوه در اعتراض به...

کسالت

از قدیما آگاهان و ادیبان وطبیبان گفتن که سختی برای مرد لازمه و اصلاً "مرد را دردی اگر باشد خوش است " و "درد بی دردی علاجش آتش است" . اما من که هیچ وقت ادعای مردی نکردم .

اپیزود یک: "حقیقتی که گفته نشود تبدیل به سَم میشود". «نیچه»

اپیزود دو: فضاهای تو در توی بدون دَررو . خیانت رفیق . مار و مارمولک و سوسک و عقرب .

اپیزود سه: صدای تپش قلب . دود سیگار . عرق سردِ روی پیشونی . لرزش دست.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 18:54  توسط حمید  | 

پیشنهاد میکنم تا شکارچی ها تا رسیدن فصل گرما صبر کنند!.تا موقعی که نتوان هر گونه چاقی را زیر مانتو های ضخیم زمستانی پنهان نمود.

به نقل از Ranitidine, Nov 2005
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 3:1  توسط  آرش  | 

سلام . یه وبلاگ جالب تو لینک های حنیف کشف کردم.

"ببار ای بارون ببار

بر شبهای تیره چون زلف یار"

شب های من ستاره باران هیچ مدل سلام یا نگاهی نیست. بارون هم که نمیاد. گوشم هم از حرف پره!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 8:4  توسط  آرش  |